یسنا گل مامانییسنا گل مامانی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
وبلاگ یسنا گلیوبلاگ یسنا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 14 روز سن داره

یسنا گل زندگی

نوروز 99

دردونه جانم ما هر سال برا نوروز یه برنامه ریزی خوب می کردیم که  متفاوت باشه و همه دور هم جمع باشیم ولی می تونم بگم متفاوت ترین و بدترین نوروز سال 99 بود که تازه متوجه شده بودیم به خاطر یه ویروس بد  به نام کرونا(کووید 19) دیگه نمی تونیم همه پیش هم با شیم - نمی تونیم همدیگه رو بغل کنیم و ببوسیم و باید دوری عزیزانمون رو تحمل کنیم و فقط میتونیم از پشت قاب گوشی ببینیمشون . نوروز 99 من و تو و بابا تنهایی سه تاییمون تو خونه خودمون بودیم درسته که اینم خودش یه تجربه سه نفره خوب بود ولی بودن کنار جمعی از عزیزان در لحظات شاد واقعا لذت بخش تره الان که دارم برات این عکسارو وارد می کنم هنوز دنیا درگیره این ویروسه و دعا میکنم بتونیم بدون اینکه شا...
7 ارديبهشت 1400

نوروز 1398

فرشته ی من :  بهار يعني بدانيم هر زمان مي‌شود از نو آغاز کرد. پس می توانیم درس بگیریم هیچ وقت برای جبران اشتباهات یا شروع دوباره ی یک راه درست دیر نیست تو سع کن هر روز صبح که از خواب بیدار می شوی برایت مثل بهار و نوروز باشد . به نظر من یکی از بهترین عیدهایی که تا الان داشتیم همین عید بود شما هم هروقت صحبت از نوروز میشه همین تو ذهنت میاد همه اومده بودن بوشهر خاله فاطمه اینا و مامان بزرگ - عمو حجت اینا و دایی حسن و خاله محبوبه و مادرجونن و عمو امین و نیلیا و همه خونه مامان جون و باباجون بودیم کلی خوش گذشت تازه روز پدر هم بود برا باباهاا کیک خریدیم خلاصه کلی لذت بردیم .  بعدشم همه با هم...
7 ارديبهشت 1400

تولد 6 سالگی

امسال تولدت برام متفاوت تر از هرساله چون قراره اولین تجربه ی مدرسه رفتنت رو بگذرونی کاش میتونستم زمان رو نگه دارم دخترکم تا همیشه کودک در آغوشم بمانی اما می دونم که نمیشه و تو باید بزرگ بشی و تمام خوشی ها رو تجربه کنی و از زندگیت لذت ببری و من تمام سعی و تلاشم رو میکنم تا تو اینقدر قوی باشی که با قدرت بدون ناامیدی از همه مشکلات سر راهت عبور کنی . عاشقانه دوستت دارم نازنینم . برا تولد 6 سالگیت یه مهمون جدید داشتیم خانواده آقا مهدی پسردایی مادرجون و باباجون که برا اولین بار بود میومدن خونمون .  ...
6 ارديبهشت 1400

تولد 5 سالگی

نازنین دخترم بزرگ شدنت به اینن سرعت برام شبیه به خواب میمونه .  برا تولدت چون عاشق سوفیا بودی تم تولدت شد سوفیا حتی لباس خوشگلتم که هنر دست مامان جون بود شکل لباس سوفیا بود . جشن تولدت فقط خانمانه بود دوستای مامان و چندتا از دوستای خودت و حتی خاله فاطمه و طاها هم از شیراز اومده بودن .کلی هم خوش گذشت و آخر شب شما بچه ها کلی صندلی بازی کردین .  راستی خاله حانیه دوربین آورد رفتیم بیرو کلی عکس خوشگل گرفتیم . ...
6 ارديبهشت 1400

تولد 4 سالگی

دخترم ... روزی که تو به دنیا آمدی من متولد شدم... آن روز هم دخترم شدی و هم همه چیزم ... دختر آسمانی من، جهانم با تو شکرانه هایش بیشتر و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیداری منی... سپاس خدایی که گیلاس باغ بهشت را به من عطا کرد....... تولدت مبارک عروسک من..... عزیزم امسال واسه ما سخت گذشت پدربزرگ از بین ما رفت ولی حتی رقتنش هم باعث شد ما دور هم جمع شیم . تولد 4 سالگیت خاص ترین تولدت شد چون همه عزیزانمون پیشمون بودن  اینم دایی رضا گه عاااااشقته ...
24 بهمن 1395

مهر ماه

عزیزم ماه مهر واسه شما خیلی خوب بود اول که به مسافرت مشهد رفتیم تازه اونم با قطار که شما خیلی دوست داشتی  بعدشم که برگشتیم بوشهر تولد رونیا گلی بود که خیلی بهت خوش گذشت .   تازه بعد از این اتفاقای خوب غزل و دایی جان اومدند بوشهر و شما دو روز مهد نرفتی و پیش غزل موندی و از صبح تا شب گرفتار بازی و شیطونی بودی      دختر قشنگم امیدورام همه ی ماه ها و سالهای زندگیت مثل الان رنگی و شاد و پر از اتفاقهای خوب باشه . دوستت دارم یه دونه ی مامان  ...
26 مهر 1395